اولين كوهنوردي محيا با همكارهاي ماماني
جمعه مورخ 29/7/90 ساعت 6:30 با مامان همراه با بابايي و خانم شكاري و ميترا كوچولو و اقا محسن و محبوبه خانوم و اقا دكترمون رفتيم ده بالا. البته همكارهاي شركت نفتي مامان هم بودن.
خيلي خوش گذشت. محيا كه اصلا نخوابيد . بغل همه همكارها هم رفت. اقاي بني كريمي مدير منطقه از دست زدن و رقصيدن محيا ذوق كرده بود.
انقدر محيا خسته بود كه ساعت 8 بدون غر زدن خوابيد ولي ساعت 12 با گريه و لرزه بلند شد. دختر خوشگلم از بس شيطوني كرده بود شب خواب شيطونيهاشو ديده بود و بالاخره بابا ساعت 3:40 سحر اسپند براي محيا كوچولوي بابايي اتيش كرد و بسلامتي تا صبح خوابيد. مامان هم از شب بيداري ، سركار همش خواب بود.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولين كوهنوردي محيا با همكارهاي ماماني
